محمد تقي جعفري

52

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( وقتى كه يوسف عليه السلام به پدرش ( يعقوب ) عليه السلام گفت : اى پدر من يازده ستاره و آفتاب را ديدم كه به من سجده كردند ) . « أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . » 94 : 1 ( 1 ) آيا سينهء تو را براى تو باز نكرديم ) . من دعاها كرده‌ام زين آرزو واقعهء ما را كه داند غير تو خدايى كه دل آدمى را براى دعا فروزان مىسازد ، همان خدا موقع استجابتش را هم مىنماياند . جلال الدين در ابيات مربوط به بيت مورد تحليل يكى از حقايق روحى بسيار عالى را مطرح كرده است ، براى آنان كه دلى ظريف و روحى پاك دارند ، كاملًا روشن است . در مباحث گذشته مطالبى در بارهء دعا متذكر شده‌ايم و اين نكتهء با اهميت را مورد توجه قرار داده‌ايم كه هر صورت دعا را نمىتوان نيايش و راز و نياز حقيقى تلقى كرد ، بلكه براى تحقق دعاى واقعى دو زمينهء مختلف داريم و بدون آن دو ، پديدهء دعا يا تقليد كوركورانه است ، يا از عادتهاى معمولى سرچشمه مىگيرد يا سود جويى براى خود طبيعى يا حفظ خود خواهى است . دو زمينه مهم دعا بقرار زير است : 1 - شكستن صخره هاى آهنين دل و جوشيدن آب حيات زلال روح كه به منبع الهى پيوسته است . به استثناى آمادگىهاى كلى به وسيلهء بينش و تقوا ، ساير شرايط و مقتضيات اين زمينه نه ضابطهء معينى دارد و نه موقع مشخصى . گاهى اين انفجار شگفت انگيز وسعت فوق العاده‌اى را در افق روح به وجود مىآورد ، كه دعا كننده به ياد بىچارگان دردمند افتاده ، گويى تلخى درماندگى آنان را نيز در مىيابد ،

--> ( 1 ) سوره الانشراح ، آيهء 1 . .